سپینا تک ستاره ی آسمان زندگیم

خاطرات دختر نازم

یکماه مونده تا تولد ۵ سالگی😁

شنبه ۹۷/۱/۱۸ .دختر قشنگم کمتر از یکماه دیگه به تولدت مونده و مامان میخواد برات تو مهد جشن بگیره و از الان تو فکرم که برات چیکار کنم که حسابی خوشحال بشی چون هر سال که میگذره بیشتر متوجه می شی و امسال هم که بهم گفتی دوست داری کیک تولدت السا باشه و خودت دیگه صاحب نظر شدی😄 امروز تو مهد تولد یکی از دوستات بود، دیشب من و بابا خوابیده بودیم ولی شما به فکر تهیه ی کادو بودی و وقتی بابا بهت گفت بخواب گفتی دارم واسه دوستم کادو درست می کنم که یدفعه من یادم افتاد و چند تا چیز و بهت پیشنهاد دادم که برداشتی واسه خودت 😎و به یه تابلو رضایت دادی که بدی به دوستت. سپینا چی بگم از ریخت و پاش هایی که می کنی امروز اومدی کلی ماکارونی،جو،رشته و...از تو سوپرمارکت ب...
18 فروردين 1397

سال ۹۷

امروز دوشنبه ۹۷/۱/۶.سپینا جونم سلام مامان ،سال نو مبارک عزیزم.امیدوارم توی سال جدید اتفاقات خوبی برای همه بیفته و دل همه شاد باشه ،امسال ما هم پر از اتفاقات و تغییرات خوب باشه. تعطیلات هر دومون از ۲۸اسفند شروع شد و همون روز رفتیم باغ فردای اونروز ساعت تحویل سال ۷:۴۵شب بود و ما از صبح اونروز دوباره باغ بودیم و ساعت نزدیک ۴برگشتیم و زمان تحویل سال مامان داشت غذا درست می کرد😃. همین الان که داشتم برات می نوشتم دیدم همش در رفت و آمدی اومدم دیدم داری ظرف می شوری و  همه جا رو خیس کردی😯،وقتی با این صحنه مواجه شدم اصلا فراموش کردم که چی می خواستم برات بنویسم فقط بگم که کمتر از یکماه دیگه به تولدت مونده و دارم برای گرفتن تولد توی مهد برنامه ریزی می کن...
6 فروردين 1397
1